خسته م...

خرید بک لینک
چند روزه زندگی برام از جهنمم بدتر شده نمیدونم مشکل روحیه مشکل روانیه یا فوبیای پیریه که خرخره م رو گرفته و ول نمیکنه! ول کن نیس آقا ول نمیکنه! به هر جای خودم نگاه میکنم یه ایراد پیدا میکنم و انگار که جزام گرفته باشم از خودم فرار میکنم و دیگه تو اینه به خودم نگاه نمیکنم میشینم استدلال های روانی طوری میبافم شدیدا پریشون میشم و شدیدا غصه میخورم و حتی گاهی به مرگ فکر میکنم دوستام رو کلافه کردم اطرافیانمو کلافه کردم اصلا به زندگیم نمیرسم به مادرم توجه نمیکنم انگار همه دنیا خلاصه شدن در منیت من ! اونقدر کلافه م که حتی حوصله بلاگفا رو ندارم! کاش محمود میفهمید چقدر تو روحیه اثر منفی گذاشته با این حرف زدن هاش! کاش هیچوقت هیچ دختری رو حتی به قصد پیشرفتش اذیت نکنن و سربه سرش نذارن که بجنب داری پیر میشی! حالا کاشکی ها که حرف مفته ولی امیدوارم قدرتی پیدا کنم که بر خودم غلبه کنم و ادم شم این سال ها ، سال های توجه به پدر و مادره نباید صرف هذیون و غصه و ناله ی چیزای از دست رفته بشه . اخ... چقدر دلم برای پدر مادرم تنگ شده الهی قربون مظلومیتشون بشم الهی بتونم جبران کنم این مدت بی توجهی رو ...

+قصد دارم تو خونه جدید نماز بخونم. اگه ارامش گرفتم ادامه میدم اگه نه که ... مثل همه این سالا بیخیال میشم

+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم آبان ۱۳۹۵ساعت توسط لبخند |
میس لبخند مینویسد ...

ما را در سایت میس لبخند مینویسد دنبال می‌کنید

برچسب: خسته, نویسنده: بازدید: 15 تاريخ: پنجشنبه 2 شهريور 1396 ساعت: 12:08

صفحه بندی