امروز داریم میریم سور چرونی با یه مشت پیرزن پیرمرد دهه صفر شصتی ! آخ که چقد خوش بگذره. از صبح کلید کردم رو اهنگای امید و هی قر میدم کار انجام میدم و شیکم صاحاب مرده رو صابون میزنم برای خوراکی های خوشمزه و چرب کافه . البت خودم که بهتر میدونم من شکمو نیستم جون عمه م :))) نومزد الی هم امشب میرسه با الی میاد و به به دیگه چی میخوام از دنیا؟ هیچی دیگه یه دونه شوهر خوبم پرت کنه وسط کافه من با خودم ببرمش محضر :)))
برم به ادامه قر و فرم برسم که دیره
میس لبخند مینویسد ...ما را در سایت میس لبخند مینویسد دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 18