وقت پر گویی کردن ندارم فعلا فقط اینو تا یادم نرفته بنویسم و برم. پیرزن همسایه صبح زود یقه مو چسبیده که فلاورا تو چرا آب نمیدی خشک شدن پژمردن اصلا اجازه بده من هر روز آب شون بدم حالا چی من نون تست صبحونه تو دستم در حال گاز دن و ماگ قهوه بدست و کیف زیر بغل تو راهرو ایستادم میگم اوم اوم اوم :)) آخرش که نفمید چی جوابشو دادم یه شات آپ زیر زبونی گفت و رفت شب برگردم سرویسم میکنه :))
میس لبخند مینویسد ...
ما را در سایت میس لبخند مینویسد دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 40